۱۴ دی ۱۳۷۸
انتشار در: روزنامة مشاركت
فراسوي مسئوليت(1):چشم‌انداز قرن جديد

يك

هفتة‌ گذشته‌ فضاي‌ سياسي‌ كشور آمادة برگزاري‌ شكوهمند مراسم روز قدس‌ بود. روزي كه‌ در آن با توجه‌ به‌ يكي‌ از ماندگارترين‌ ابتكارات‌ امام‌ خميني‌، هر سال‌ بر استوارترين‌ آرمان‌ انقلاب‌ اسلامي،‌ يعني‌ احقاق ‌حقوق‌ مسلم‌ فلسطيني‌هاي‌ آواره‌ و مظلوم‌ تأكيد مجدد مي‌شود. به‌ همين‌ مناسبت، خبرنگار يكي‌ از ‌شبكه‌هاي‌ معروف‌ دنيا از من‌ سؤال‌ كرد كه‌ آيا اصلاح‌طلبي‌ِ رئيس‌جمهور به‌ معناي‌ پايان يافتن‌ روابط ‌جمهوري‌ اسلامي‌ با نهضت‌هاي‌ اسلامي‌ است و آيا اصلاح‌طلبان‌ از اين‌ سرمايه‌ كه‌ به طور طبيعي ‌پشتوانة‌ انقلاب‌ اسلامي‌ است،‌ چشم‌ خواهند پوشيد.

پاسخ‌ دادم‌ كه‌ ما اعتقاد داريم‌، حماسة‌ دوم‌ خرداد حركت‌ اصلاح‌طلبانة ‌فراگيري‌ است‌ كه‌ در ادامة روند رو به رشد انقلاب‌ بزرگ‌ ملت‌ ايران‌ بود. شايد ديگران‌ علاقه‌مند باشند آن‌ را به‌ توبه‌ از انقلاب‌ و يا تجديدنظرطلبي‌ تفسير كنند ولي‌ واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ انقلابي‌ پويا و باقي‌ است‌ كه‌ همواره‌ بتواند در چارچوب‌ اصولش، نيازهاي‌ نوشوندة‌ خود را بشناسد و آن‌ها را در پيكرة ‌انقلابش‌ تزريق‌ كند. قرائتي‌ كه‌ خاتمي‌ از اسلام‌ و اصول‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ارايه‌ مي‌كند، دقيقاً بر اساس شناخت‌ واقعيت‌هاي‌ مورد نياز انقلاب‌‌ است‌. انقلابي كه‌ بايد در دنيا امكان‌ حيات‌ داشته‌ باشد و پوياتر از هميشه‌ به‌ پيش‌ رود. طبعاً نيازهاي‌ فكري‌ و عملي‌ انقلاب‌ ما‌ با نيازهاي‌ انقلاب‌‌هاي‌ جوان متفاوت‌ است‌. شناخت‌ اين نيازها و تطبيق‌ اصول‌ انقلاب‌ اسلامي‌ با آن و پيدا كردن‌ چارچوب‌ دفاع‌ از اين‌ انقلاب‌ در شرايط‌ جهاني‌ و ميان‌ خانوادة‌ بزرگ‌ بين‌المللي‌، سبب رشد انقلاب ‌همواره‌ پوياي‌ بهمن‌ 57 است‌. پيراستن‌ انقلاب‌ از آفات‌ مختلف‌ و دفاع‌ عقلاني‌ از آرمان‌هاي‌ آن‌، بهترين‌ راه‌ بقا و سربلندي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ است‌. نهضت‌هاي‌ اسلامي‌ كه‌ قطعاً تأثير اصلي‌ خود را از انقلاب‌ اسلامي‌ گرفته‌اند و سرمايه‌اي‌ گرانسنگ‌ براي‌ جهان‌ اسلام‌ و به‌خصوص‌ ايران به‌ شمار مي‌آيند نيز، در طول‌ اين‌ سال‌ها دچار آفات‌ فراواني‌ شده‌اند. خصوصاً آنكه‌ پشتوانة ‌حكومتي‌ و تبليغاتي‌ نداشته‌اند و امكان‌ نفوذ دشمنان‌ در صفوفشان‌ نيز فراوان‌ بوده‌ است‌. آنچه ‌امروز در افكار عمومي‌ دنيا جا انداخته‌اند كه‌ جريان‌هاي اسلامي اصولگرا با ترور، وحشت‌، و خشونت ‌هم‌‌معني هستند و با آنچه‌ اصول‌ دمكراسيِ‌ برخاسته‌ از عقل‌ بشري‌ نام‌ دارد مخالف‌اند، از آفت‌هاي نهضت‌هاي‌ اسلامي‌ است‌. اين مسئله محصول مشترك‌ تلاش‌ دشمنان‌ و كم‌خردي و تحجر و تصلب فكري ‌بعضي‌ از رهبران اين نهضت‌هاست‌. نهضت‌هاي اسلامي براي‌ بقا و رشد فكر سياسي، اسلامي و بين‌الملليشان، قطعاً به‌ پالايش‌ و رفتار در چارچوب‌ دفاع‌ عقلاني‌ از اسلام‌ نياز دارند. اين‌ همان‌ رسالتي‌ است‌ كه‌ اصلاح‌طلبان‌ ايران‌ به‌ دنبال‌ آن‌ هستند و آقاي‌ خاتمي‌ و بسياري‌ از متفكران‌ روشن‌‌انديش‌ جهان‌ اسلام‌، مسلمانان‌ را به‌ آن فرامي‌خوانند. با اين‌ حساب‌، اصلاح‌طلبان‌ ايران، نه‌ تنها احساس ‌نمي‌كنند كه‌ بايد رابطة‌ خود را با اين سرماية‌ بزرگ‌ كه‌ در دو دهة‌ اخير به‌ عنوان قدرتي بزرگ‌ و در عين حال‌ آسيب‌پذير ظهور كرده،‌ قطع‌ كنند، بلكه‌ احساس‌ مي‌كنند آن‌ها نيز به اين‌ اصلاح‌طلبي‌ و دفاع‌ عقلاني‌ نيازمندند.

از سوي‌ ديگر، ايراني قدرتمند كه‌ در دنيا صاحب‌ اقتدار و احترام‌ باشد و پرچم‌ دفاع‌ و اصلاح ‌جريان‌هاي فكري‌ اسلامي‌ را بر عهده‌ بگيرد، براي‌ همة‌ نهضت‌هاي‌ اسلامي‌ مفيدتر و افتخارآفرين‌تر است‌. اين‌ را شخصاً در گفت‌وگو با بسياري‌ از رهبران‌ اصيل‌ نهضت‌هاي‌ اسلامي‌ شنيده‌ام‌.

 

دو

روز چهارشنبه‌ قرار بود آقاي‌ خاتمي‌ در جمع‌ كودكان محروم‌ از پدر حضور پيدا كند و با آنان‌ افطار كند. در برنامه‌ريزي‌هاي‌ قبلي،‌ تصميم‌ داشتيم‌ اين‌ مراسم‌ را در مركزي خصوصي‌ كه‌ به‌ همت‌ مرحوم‌ مظفري‌ تأسيس شده است و اكنون خانم و آقاي مظفري، به خرج خود اداره‌اش مي‌كنند، برگزار كنيم. اين‌ پديده‌ بسيار شيرين‌ است‌ كه‌ خانوادة‌ متمولي ‌چنان‌ به‌ سرنوشت‌ فرزندان‌ اين‌ آب‌ و خاك‌ علاقه‌مند باشند كه‌ سرماية‌ شخصي‌ خود را صرف‌ سرپرستي‌ و حمايت‌ از آسيب‌ديدگان‌ كشور كنند. لذتبخش‌تر اينكه‌ اين‌ تلاش‌ چنان‌ موفق‌ بوده كه ‌امروز پس‌ از گذشت‌ پنجاه و دو سال‌ از تأسيس‌ اين‌ مؤسسه‌، بسياري‌ از معلمان‌ و دلسوزان‌ آن‌ از كساني ‌هستند كه‌ خود، زندگي‌ را در اين‌ مجتمع‌ آغاز كرده‌اند و امروز سرافرازانه‌ به‌ برادران‌ و خواهران‌ خود در همان‌ مركز خدمت‌ مي‌كنند. ملاحظاتي‌ باعث‌ شد كه‌ از زحمات‌ دو ارگان‌ رسمي‌ كشور، سازمان‌ اوقاف‌ و امور خيريه‌ و كميتة‌ امداد كه‌ بحق‌ تلاش‌ فراواني در سرپرستي‌ فرزندان‌ بدون‌ پدر داشتند نيز قدرداني‌ شود و تربيت‌شدگان‌ آن‌ مركز خصوصي‌ و رشديافتگان‌ در اين‌ دو نهاد خدمتگزار، با هم ميزبان‌ رئيس‌جمهور باشند.

فضاي‌ صميمي‌ افطار و ابراز علاقه‌مندي‌ خالصانة‌ اين‌ عزيزان‌ ملت‌ ايران، به‌ كسي كه‌ او را «پدر» خطاب ‌مي‌كردند، و شعار فراگير «خاتمي‌ دوستت‌ داريم» آنان، و سرود دلنوازي‌ كه‌ خواندند، همگان‌ را منقلب‌كرد. تأثير اين‌ حركت‌، مشاركت‌ جمعي‌ در حل مشكلات‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ كساني‌ است كه‌ به‌ حمايت‌ جامعه‌ نياز دارند.

 

سه

علني‌ شدن‌ مخالفت‌ها درون‌ جبهة‌ دوم‌ خرداد، از حوادث‌ غيرمطلوب‌ اين‌ هفته‌ بود. وقتي كه جمعي‌ با هدفي‌ مشترك به نتيجه رسيده‌اند كه‌ راه‌ سخت‌ و دشواري‌ را طي‌ كنند، مسائل‌ غيراصولي‌ نبايد آنان‌ را از هدف‌ بزرگشان باز دارد. مردم‌ نيز چنين‌ توقع ندارند و در آستانة‌ انتخابات‌ سرنوشت‌ساز مجلس‌ ششم‌، قطعاً از اين‌ نوع‌ تخاصم‌ها رنج‌ مي‌برند. چنان‌كه‌ شنيده‌ام‌ در آستانة‌ شب‌هاي‌ پربركت‌ قدر، تفاهم‌هايي‌ صورت‌ پذيرفته‌ تا علي‌رغم‌ وجود اختلافات‌ طبيعي‌، از شدت‌ اين‌ تنش‌ها كاسته‌ شود و مردم‌ كه‌ بارها رأي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ خود را نسبت به تفكر برخاسته‌ از حماسة‌ دوم‌ خرداد اعلام‌ كرده‌اند، در فضاي‌ آرام‌تر و مطمئن‌تري‌ به‌ كانديداهاي‌ مورد علاقة‌ خود رأي‌ دهند. اميدوارم‌ كه‌ اين‌ ميثاق، ‌جدي‌ باشد و جبهة‌ دوم‌ خرداد با حرمتگزاري‌ به‌ اصول‌ پذيرفته‌شده‌، آن‌ را پاس‌ دارد و اختلافات‌ طبيعي‌ خود را بدون‌ مخاصمه‌ و رويارويي‌ مطرح‌ كند. اين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ بزرگان‌ آن را مي‌خواهند.

 

چهار

شب‌هاي‌ قدر، شب‌هايي‌ بزرگ و‌ پشتوانة‌ معنوي‌ ملت‌ بزرگ‌ ما هستند. حضور گستردة‌ مردم‌ با هر گرايش‌ و انديشه‌اي در ‌مراسم‌ اين شب‌ها، حكايت‌ از اعتقادات‌ جدي‌ مردم‌ ما مي‌كند. بعضي‌ از كساني كه، ‌تحقيقات‌ ميداني‌ كرده‌ بودند، خبر دادند كه‌ حضور نسل‌ جوان‌ و تضرع‌ خالصانة‌ آنان‌ به‌ درگاه‌ خدا، امسال‌ بسيار چشمگير بوده و دليل‌ آن را اين‌ مي‌دانستند كه‌ با انتخاب‌ خود و نه‌ فشارهاي‌ حكومتي‌ و اجتماعي‌ در مجالس‌ حاضر شده بودند. جداي‌ از اينكه‌ اين‌ تحقيقات‌ چقدر علمي‌ باشد، اين‌ واقعيت علمي‌ است‌ كه‌ رابطه‌ با خدا را نمي‌توان‌ اجباري‌ و رسمي‌ كرد. هرچه‌ فطرت‌ پاك‌ انسان‌ها آزادانه‌تر احساس‌ كند كه‌ مي‌تواند و بايد با خداي‌ خود راز و نياز كند، اين‌ رابطه‌ جدي‌تر، عميق‌تر و ماندگارتر خواهد بود.

البته‌ فضاي‌ سياسي‌ كشور و برپايي‌ مجالس‌ شب‌هاي‌ قدر، توسط‌ گروه‌هاي‌ سياسي‌ مختلف‌ دليل‌ ديگر اين‌ نشاط‌ بود.

 

پنج

در راهپيمايي‌ شكوهمند روز قدس‌، رئيس‌جمهور بي خبر قبلي‌ وارد جمع‌ مردم‌ شد، با آنان‌ راهپيمايي‌كرد و‌ هنگام‌ نماز، در خيابان‌ دانشگاه، كنار ساير نمازگزاران‌ بر زمين‌ نشست‌، خطبه‌ها را شنيد و همان‌جا نماز خواند. اين‌ حضور غيرمترقبه،‌ فرصتي‌ شد تا مردم‌ احساسات‌ گرم‌ خود را شخصاً به ‌رئيس‌جمهور منتقل‌ كنند. بسياري‌ از مردم‌ نمازگزار، جمعيت‌ فراواني‌ از بسيجيان‌ سرفراز كه‌ چفية ‌مقدس‌ دوران‌ جنگ‌ تحميلي‌ را برگردن‌ نهاده‌ بودند و تعداد بسياري‌ از كودكان‌ كه‌ همراه‌ اولياي خود در نماز شركت‌ كرده‌ بودند، به‌ رئيس‌جمهور نزديك‌ مي‌شدند و با او‌ گفت‌وگو مي‌كردند. اين حضور صميمانه، گرچه به هر دليل‌ از تلويزيون‌ جمهوري‌ اسلامي‌ پخش‌ نشد و فقط‌ در تلويزيون‌هاي‌ مختلف‌ خارجي به‌ نمايش‌ گذاشته‌ شد،‌ نشان‌ از صميميتي‌ داشت‌ كه‌ متدينان‌ روزه‌دار و نمازگزار به يكي‌ از خدمتگزاران‌ خود ابراز مي‌كردند. بعد از نماز و هنگام‌ خروج‌ رئيس‌جمهور از صفوف‌ نمازگزاران،‌ همان‌ احساساتي‌ بر جمع حاكم بود كه‌ در دانشگاه‌ علم‌ و صنعت‌ بود و به‌ همان‌ ميزان‌ شعار مي‌دادند كه‌ در ديدارهاي رسمي رئيس‌جمهور در شهرستان‌هاي‌ مختلف ايران. منظرة‌ به‌يادماندني‌ براي‌ من‌ اين‌ بود كه‌ وقتي‌ آقاي‌ خاتمي‌ در مسير برگشت‌، از اتومبيل‌ خود خارج‌ شده‌ بود، يكي‌ از بچه‌هاي‌ مخلص‌ بسيجي‌ با فرياد مي‌گفت:‌ «شما از سرداران‌ لشكر امام ‌زمان‌ هستيد.»

دخترخانمي‌ نيز از داخل‌ خيابان، رئيس‌جمهور را صدا مي‌زد؛ به نحوي‌ كه‌ توجه‌ آقاي خاتمي به او‌ جلب‌ شد و اتومبيل‌ ايستاد تا آقاي‌ رئيس‌جمهور بتواند نامة‌ او را بگيرد. نامه‌اي‌ كه‌ با اين‌همه‌ اصرار و دوندگي‌ به‌ رئيس‌جمهور رسيد، اين‌ بود:

بيا تا برايت‌ بگويم‌ كه‌ چه‌ اندازه‌ تنهايم‌ و محتاج ‌حضورت. روح‌ سنگي‌ اين زمانة آهن‌ و دود، دم‌ عيسايي‌ تو را خواهان‌ است.‌ تو چون‌ هارون‌ براي‌ موسي‌ هستي، تو چون‌ علي براي‌ محمدي. در تولد دوبارة‌ اين‌ ملت،‌ وجودت‌ گرانقدر است‌ و عزمت‌ سرنوشت‌ساز. با اقتدا به‌ مولايت‌ اميرمؤمنان، علي ـ‌كه‌ شهادت‌ جانگدازش‌ را تسليت‌ مي‌گويم‌ـ ‌به‌ پيش‌ رو! كه‌ ملتي‌ در پيَت‌ ره‌ مي‌سپارند. مي‌دانم‌ اگر تمام‌ دنيا در راه‌ فراموشيت‌ گام‌ بردارد، مظلوميت،‌ بزرگ‌ترين‌ پرچم‌ زنده‌ماندنت‌ است‌. در پيچ‌ و خم‌ تاريخ‌ بزرگ‌ اين‌ كشور، همچون‌ اميركبير و مدرس‌ و بهشتي‌ و هزاران‌ مرد‌ بزرگ‌ تاريخ‌ اين كشور، ديدارت‌ نور چشمانم‌ شد.

 

شش

قرن‌ جديد در اين‌ هفته‌ آغاز شد. همة‌ دنيا آن را با شكوه‌ خاصي‌ جشن‌ گرفتند. اما افسوس، احساس مشترك همه بود. افسوس‌ بر قرني‌ كه پر از فاجعه‌ و خشونت‌ پايان‌ مي‌يافت‌. جنگ‌هاي‌ بزرگي‌ كه‌ در آن ميليون‌ها انسان‌ بي‌گناه‌ جان دادند. جنايت‌هايي‌ كه‌ دربارة حقوق‌ اولية‌ مردم‌ صورت‌ گرفت‌. غصب‌ خانه‌ و كاشانة‌ انسان‌هاي‌ مظلوم‌ فلسطين‌ و تحولات‌ سريع‌ و بزرگي‌ كه‌ در دهه‌هاي‌ آخر اين‌ قرن‌ صورت‌ پذيرفت‌ و دنيا را متحول كرد. قرني‌ كه‌ پارادايم‌ آن‌ خشونت‌، ترور و تلخي‌ بود.

مردم‌ دنيا آغاز اين‌ قرن‌ را‌ جشن ‌گرفتند، به‌ اين‌ اميد كه‌ قرن‌ آينده‌ قرن‌ آرامش‌، صلح‌ مبتني‌ بر عدالت‌، و قرن‌ گفت‌وگو به جاي‌ خشونت‌ باشد. انتظار مي‌رود، دين‌ و به‌خصوص‌ اسلام‌ كه‌ دين‌ صلح‌ و برادري‌ و عدالت‌ است‌ در شكل‌دهي‌ قرن ‌جديد كه‌ مردمش‌ علاقة‌ مفرطي‌ به‌ معنويت‌ و ديانت‌ پيدا كرده‌اند، تأثيرگذار اصلي‌ باشد. و اين امكان‌ ندارد، مگر با همكاري‌ مشترك‌ اديان‌ آسماني‌ و دفاع‌ خردورزانه‌ از دين‌.

 

 

*«فراسوي مسئوليت» عنوان ستون ثابتي بود كه پس از آغاز كار جبهة مشاركت ايران اسلامي و به پيشنهاد روزنامة تازه‌تأسيس مشاركت، در اين روزنامه منتشر مي‌شد. نزديك‌ شدن زمان انتخابات ششمين دورة مجلس شوراي اسلامي و آماده‌كردن فضاي جامعه براي برگزاري انتخابات، تحليل مسائل سياسي هفته و مهم‌تر از همه، مختصر گزارشي از برنامه‌هاي رئيس‌جمهور در طول هفته، از هدف‌هاي نوشتن اين ستون  بودند. اين ستون كه به دليل برخي مشكلات عمر كوتاهي داشت، سه‌شنبه‌ها و به صورت هفتگي منتشر مي‌شد.

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.