۲۴ اسفند ۱۳۸۳
انتشار در: وبلاگ نقد وب نوشت
کاربزرگ ابطحی :تبدیل دولت به شهروند

 در ادبیات سیاسی دیارمان ، همواره سخن بر این بوده  که دولت خدمت گزار مردم است و شهروندان از حقوقی برابر با دولت مردان برخوردارند و میان آندو تفاوت  فقط در مسولیت  است و بس . این سخن جز مفاهیم اساسی  در گفتمان  سیاسی دوره مدرنیته بوده است . در واقع  عصاره اندیشه های فیلسوفانی چون توماس هابز ، جان لاک ، ژان ژاک روسو ، مارکس ، هگل و دیگران در آنجا که صحبت از رابطه میان دولت و شهروند در آثارشان می رود ، بازشناسی همین حق شهروندی است. به دیگر سخن ،پایبندی انسان به قراردادهای اجتماعی و شکل گیری حکومت ، برای آن تحقق می گیرد که آدمی راحت زندگی کند و از حریم خصوصی و آزادی های مشروع خویش حظ و بهره وافر برد. در واقع دولت شکل گرفته  به عمل خدمت گزار مردم است نه  به حرف. برای مثال در کشوری که بنده تحصیل می کنم، رابطه شهروندان با اصحاب قدرت ، همچون رابطه فرزندان است با پدر. یعنی وقتی یک شهروند ساده در مقابل ریس جمهور یا نخست وزیر فرانسه از مشکلات صنف خود سخن می راند ، هیچ لکنتی به زبان ندارد  و به گونه ای حق طلبانه آغاز سخن می کند .

اما وضعیت جامعه ما در این خصوص دیگرگونه است. بر اساس یک دوره تاریخی حکومت شاهانه و حاکمیت فردسالاری ، دولت مردان ما خواسته یا ناخواسته سر در لاکی می نهند که عموما در هیبت شاهانه است. در چنین رابطه ای ، شهروندان ساده  فقط به صورت توده وار و هنگام تشريف فرمایی حاکمان به دیارشان ، فرصتی دستشان میدهد ، که حاکم را زیارت کنند تا آنها نیز از این شکل همایونی ،نقل و قولی داشته باشند برای دوستان که آری ما هم در زندگی خویش این رخصت دستمان داد که چهره مبارک فلان وزیر را زیارت کنیم. 

در این راستا کار بزرگی که ابطحی نمود و به نظر می آید ، عامل پایداری وبلاگش بوده و است ، همین تبدیل دولت به شهروند در وب نوشتش بود.هویدا نمودن برخی از وجوه خصوصی دولت مردان و همکارانش با تصاویر و نوشته ، دولت پیشه گان  را از حجله  بدر آورد و آن سیما رویان را ، نزد غیر شاهان نیز هویدا نمود. دست مریزاد.و این آرزوی تمام بزرگانی بود که یکی از بدیع ترین انقلابهای جهان را شکل دادند.

   حال، چون جلوه ست زان زیبا عروس      وین مقام ، آن خلوت آمد با عروس 

   جلوه بیند شاه و غیر شاه نیز              وقت خلوت ، نیست جز شاه عزیز  

   جلوه کرده عام و خاصان را عروس        خلوت اندر شاه باشد با عروس

( مثنوی ، دفتر اول ، اشعار 1436- 1439 )

نوعی شکیبایی در مراحل رشد سیاسی

وقتی دفتر تاریخ سیاسی را ورق میزنیم ، همواره نامهایی است که آدم را به ایستگاه اندیشه می رساند: امیر کبیر ، مصدق ، بازرگان و...  که در یاد ملت ها  ماند ه اند . با این همه برای آن کسی که اندیشه را همخانه خویش ساخته است ، این نامها هنگامه ای در او به پا نمی کند ، مگر آنکه بداند جایگاه واقعی آنها کجاست. به دیگر سخن راز ماندگاری آنها را می جوید. اولین سوالی نيزکه در ذهن جوانه می زند ،اینست که آیا این نامداران در سپاه مصلحان واقعی جامعه بوده اند یا نه. در واقع يک مصلح احتماعی و سیاسی بايد دارای چه خصیصه ای باشد که او را از دیگران جدا می سازد.

 از ديدگاه توین بی مورخ ، مصلحان اجتماعی برای آنکه بتوانند ارزش حقیقی بیابند ، باید دو مرحله اساسی را در زندگی خود طی کنند:

۱- بریدن از جامعه 

۲- بازگشت به جامعه

در گام نخست ، هر مصلحی قبل از آنکه پا به اریکه قدرت و هماوردی سیاسی نهد ، باید در خودسازی فکری و معنوی خویش مصرانه بکوشد و سالیانی دراز ، علم و دانش را توشه راه سازد. به عبارت دیگر ، مصلح در این مرحله به جان خویش ، هستی می بخشد و غبار نا آگاهی را از خویش می تکاند تا همان شود که افلاطون در شکل بسیار انتزاعی خواهانش بود: دانا، خویشتن دار و عادل. البته این جدایی از جامعه به معنای دوری از زندگی اجتماعی و سیاسی نیست ، بلکه نوعی شکیبایی در مراحل رشد سیاسی است. لذا پس از آنکه مصلح راه نخست را به نکویی به سر آورد ، آنگاه زمان بازگشتش به جامعه است. در این مرحله، مصلح با توشه ای که با همت و صبوری فراوان به چنگ آورده است ، حضوری پر رنگ در عرصه سیاسی پیدا میکند.

به نظر میرسد راز نامداری و ماندگاری مصلحانی چون امیر کبیر همین باشد که « توین بی »می گويد. با این وجود آیا می توان در آینده اشخاصی چون ابطحی را در زمره مصلحان سياسی دانست و همانگونه که دوست گرامیم ، سید محمد مرد آورده است ، قبول داريم که : « ابطحی شمع اصلاحات را در زير عبا در برابر باد زنده نگه داشته ». به نظر می آید ما باید به مرحله ای از رشد سیاسی برسیم که بدانیم سید محمد علی ابطحی ، در نقش فعلی به عنوان یک "روزنوشت نگار " که دستی در قدرت دارد ، با یک مصلح حکومتی متفاوت است و  دیگر اینکه می توان بيان داشت که  ایشان در مراحل رشد سیاسی خویش ، شکیبایی که هیچ بلکه سرعت داشته است.

توجه: همچنانکه در کلام آغازین آورده بودیم ، ابطحی را بهانه کرده ایم تا رفتارهای سیاسی خویش را به عنوان بخشی از تربیت سیاسی بکاوییم و دیگر هیچ.

لینک مطلب

 

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.