۱۹ بهمن ۱۳۷۸
انتشار در: روزنامة مشاركت، 19/11/1378، ستون «فراسوي مسئوليت».
فراسوي مسئوليت(5): اسلام سلفي

يك

خاتمي‌ به‌ اين‌ دليل‌ در ايران‌ محبوبيت‌ دارد كه‌ به‌ ايران‌ مي‌انديشد و ايراني‌ با هر سليقه‌ و گرايش‌ و مذهب‌ و ديني‌ براي‌ او محترم‌ است‌ و از حق‌ تاريخي‌ اين‌ ملت‌ دفاع‌ مي‌كند.

عكس‌العمل‌ شتاب‌زدة‌ جمعي‌ از سياستمداران و روزنامه‌نگاران‌ و روزنامه‌هاي‌ عربي‌ نسبت به‌ مواضع‌ برحق‌ رئيس‌جمهوري‌ در مورد خليج‌ فارس، بيش‌ از آنكه‌ نشان‌ از ملي‌گرايي‌ داشته‌ باشد، حكايت‌ از درك‌نكردن‌ شرايط‌ جهاني‌ و سياسي‌ و منطقه‌اي‌ مي‌كند.

اگر روزي‌ عبدالناصر به دليل‌ تحريك‌ شدن حس‌ ناسيوناليستي‌ عربيش‌ و براي مخالفت‌ با شاه‌ به‌ عنوان‌ جدي‌ترين‌ نمايندة‌ امريكا در منطقه،‌ نام‌ مجعول‌ خليج‌ عربي‌ را بر زبان‌ راند، امروز همان‌ دليل‌ حكم‌ مي‌كند كه‌ همه‌ به‌ واقعيت‌هاي‌ تاريخي‌ گردن‌ بنهند و روابط‌ خوب‌ و رو به‌ گسترش‌ ايران‌ و كشورهاي‌ عربي‌ را خدشه‌دار نكنند؛ زيرا همة‌ رهبران‌ عربي‌ به‌خوبي‌ درك‌ كرده‌اند كه‌ تنها در ساية ‌همكاري‌ صميمانة‌ ايران‌ و منطقه‌ است‌ كه‌ امنيت‌ و ثبات‌ حكمفرما خواهد بود. كساني‌ درگيري‌ و شعله‌ور شدن‌ اختلافات‌ را توصيه‌ مي‌كنند، كه‌ به ‌منافع‌ منطقه‌، كشورهاي‌ عربي‌ و ايران‌ علاقه‌مند نيستند.

در طول‌ جنگ‌ تحميلي‌ هشت ساله،‌ بارها مشخص شده‌ است‌ كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران هرگز‌ از اصول‌ ملي‌ خود دست‌ برنمي‌دارد. اميد مي‌رود كه‌ رهبران‌ عرب‌ با درايتي‌ كه‌ دارند، شرايط‌ را درك‌ كنند و در پاسخ‌ به‌ سياست‌ تشنج‌زدايي‌ خاتمي،‌ نسبت‌ به‌ اظهاراتي‌ كه‌ منطقة‌ حساس‌ خاورميانه‌ را از ثبات ‌موجود خارج‌ مي‌كند، حساس‌ باشند.

البته‌ تسليم‌ استوارنامة سفير امارات‌ متحدة‌ عربي، علي‌رغم‌ سوء‌تفاهم‌هاي‌ موجود، نشان‌ از واقعبيني ‌رهبران‌ عرب‌ دارد.

نامة‌ رئيس دولت امارات‌ و اظهارنظرهاي‌ آقاي‌ خاتمي‌ در مورد ارادة‌ سياسي‌ كشور براي‌ رفع‌ سوءتفاهم‌ها، گام‌ مثبتي‌ است‌ كه‌ براي‌ قوت‌ و اقتدار كشورهاي‌ منطقه‌ بايد از آن‌ حراست‌ و حفاظت‌ كرد.

 

دو

بهانة‌ اين‌ سخن‌، خبر حاشيه‌اي‌ روزنامه‌اي است‌ دربارة سخنان يكي‌ از اعضاي‌ محترم‌ جامعة مدرسين ‌قم. وي بعد از رديف‌ كردن‌ بعضي‌ از نهادها و اعلام‌ اينكه‌ مخالفت‌ با آن‌ها مخالفت‌ با ولايت‌ است‌، اضافه كرده مخالفت‌ با شخص‌ رئيس‌جمهوري‌ نيز مخالفت‌ با ولايت‌ است‌.

اين‌ مسئله كه‌ بارها با بيان‌هاي‌ مختلف‌ و توسط‌ گروه‌هاي‌ متفاوت‌ ايراني‌ ابراز شده است، كه بعضي مخالفت ‌با آنچه‌ را كه‌ خود نمي‌پسندند، مخالفت‌ با خدا، پيامبر، مقدسات،‌ ولايت‌ فقيه‌ و رهبري‌ معرفي‌ مي‌كنند، قبل از هر چيز به شأن‌ مقدسات‌ لطمه‌ مي‌زند.

اساساً چرا مخالفت‌ با يك فرد، سليقه‌ يا نهاد بايد مخالفت‌ با رهبري‌ و ولايت‌ تلقي‌ شود؟ چرا در بسياري‌ از موارد براي‌ به‌ كرسي‌ نشاندن‌ حرف‌ خود، از مقدسات، من‌جمله‌ امام‌، رهبري‌ و شهدا هزينه‌ مي‌شود؟

مخالفت با خاتمي، مخالفت با اوست و مخالفت با ساير نهادها هم مخالفت با همان نهادهاست.

موافقت و حمايت از هر فرد و گروه و نهادي هم، وقتي توفيق دارد كه به تنهايي و بدون وام ‌گرفتن از سرمايه‌هاي ملي باشد.

انتساب‌هاي نابجا، مصادرة مقدسات بزرگ به نفع مجموعه‌هاي كوچك جناحي و بهره‌برداري از شعارهاي ملي براي اهداف گروهي، باعث مي‌شود تا هم شأن مقدسات تا حد مصادره‌كنندگان آن پايين آيد و هم كساني كه از آن مجموعه‌ها ناراضي هستند، خود را در برابر مقدسات ببينند.

 

سه

در آستانة سال جديد ميلادي جاري كه در لبنان، به دليل جمعيت فراوان مسيحيش هرساله -‌حتي در زمان جنگ‌هاي داخلي‌- جشن‌هاي مفصلي برپا مي‌شود، گروهي به نام اسلام سلفي، تحت عنوان «التكفير و الهجره» عليه هر نوع جشن و مراسم شاد، اعلام جهاد مسلحانه كردند و اين مراسم را به دليل آنكه تقويت مسيحيت است مورد تهديد قرار دادند. علي‌رغم آنكه نيروهاي امنيتي لبنان از قبل، به اين گروه كه در شمال لبنان مستقر بودند حمله‌ور شده، مواد منفجره و اسلحة فراواني را از آنان ضبط كرده بودند، باقيماندة آنان موفق شدند كه با عمليات و درگيري‌هاي مسلحانه، بخش‌هايي از لبنان را ناامن كنند و تعدادي از شهروندان و يازده پليس را به قتل برسانند. گرچه در اين درگيري‌ها، حدود سي نفر از آنان نيز كشته و ده‌ها نفرشان دستگير شدند. همچنين، همزمان با آغاز سال ميلادي، امام جمعة مدينة منوره نيز هر نوع يادمان جشن‌هاي ميلادي را تحريم و فتواي برخورد با مسيحيان را صادر كرد.

اين نوع رفتار كه برخورد مستقيم با اديان الهي ديگر است، در دنيايي كه در آن همكاري و گفت‌وگوي مشترك اديان الهي، نياز جدي همة متدينان است، به اين دليل كه تأثير مستقيم آن عليه اسلام خواهد بود و در نتيجة آن، جامعة اسلامي به عنوان جامعه‌اي خشن و تأييدكنندة قتل و خونريزي معرفي مي‌شود، مورد استقبال مخالفان اسلام است و عرصه را در افكار عمومي جهاني بر مسلمانان تنگ مي‌كند.

اعلام حمايت گروه فوق از طالبان و تأييد به شهادت رساندن ديپلمات‌هاي ايراني در افغانستان، نشان از اين دارد كه دشمنان تفكر مترقي اسلامي چنين حركت‌هاي خشني را به نام اسلام سامان مي‌دهند. اين حركت‌ها در جامعة پرتسامحي مثل لبنان كه مشخصة اصلي آن زندگي مسالمت‌آميز اديان در كنار يكديگر است و تازه از جنگ خانمانسوز و طولاني داخلي رها شده‌ است، و سخن از مقاومت در برابر اسرائيل مي‌گويد، مستقيم‌ترين خدمت به منافع صهيونيست‌ها نيز هست.

اما نكتة شيرين شرايط فعلي جهاني اين است كه به عكس گذشته، بدنة دنياي اسلام به‌خوبي درك كرده است كه بايد گفت‌وگو و رفتار منطقي و عقلاني جايگزين رفتار تروريستي و غيرمنطقي شود.

به همين دليل در محكوم‌ كردن اين ماجرا، حزب الله، حركت امل، مجلس اسلامي شيعه و حتي جريان‌هاي سني مثل حركت توحيد اسلامي، با يكديگر همنظر شدند. اين همان زمان‌شناسي پربركتي است كه جمهوري اسلامي ايران با شعار گفت‌وگوي تمدن‌ها به استقبال آن شتافته است.

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.