۲۵ تير ۱۳۸۱
انتشار در: روزنامة اطلاعات، برگزيده‌اي از متن سخنراني سيد محمدعلي ابطحي، در كنفرانس ايران و اعراب.
منافع مشترك ايران و اعراب

 

در سال‌هايي نه چندان دور، اگر جلسه‌اي براي گسترش روابط ايران با كشورهاي عربي برگزار مي‌شد, تلاش بسياري لازم بود تا ضرورت تعميق روابط مورد قبول قرار گيرد. اما خوشحالم كه امروز از اين مرحله گذر كرده‌ايم و قانع شده‌ايم كه رابطة ايران با كشورهاي عربي, به نفع جهان اسلام, ايران و عرب‌هاست.

خوشحالم كه در ايران به بركت سياست تنش‌زدايي رئيس‌جمهور محترم و تلاش خوب و گستردة دستگاه ديپلماسي كشور، و در كشورهاي عربي به دليل روابط بهتر با ايران، فضايي به وجود آمده كه روابط بسيار خوب دو جانبه‌اي را شاهد باشيم.

به اعتقاد من, همواره يكي از مشكلات جدي روابط ايران با اعراب اين بوده كه اين رابطه تحت عنوان رابطة عجم‌ـ‌عرب مطرح مي‌شده و به اين ترتيب, بر تفاوت دو فرهنگ و دو سنت انگشت تأكيد گذاشته مي‌شده است. اما در اين شرايط حساس تاريخي, ما بايد بيشتر بر اشتراكات تأكيد كنيم؛ بر دين مشترك و بر انديشة مشترك. ما مي‌خواهيم براي نيل به چيزي فراتر از عرب بودن و عجم بودن تلاش كنيم. براي جهان واحدي كه در آن انديشه‌هاي اسلامي مي‌توانند نقطة وحدت و اتكا باشند و در حل بسياري از مسائل به ما كمك كنند.

نكتة ديگري كه اشاره به آن را ضروري مي‌دانم, شرايط جديد جهان است. جهان بعد از 11 سپتامبر، جهان متفاوتي شده است و مسلمانان بايد به شرايط جديد خود در اين جهان توجه ويژه‌اي كنند. از دو دهه قبل, تلاش سازمان‌يافته و گسترده‌اي در اين جهت صورت گرفته كه اسلام و به تبع آن اعراب, كه اكثرِ مسلمانان هستند, در افكار عمومي با ترور, وحشت و خشونت مترادف قلمداد شوند. باتأسف بايد اعتراف كنيم كه حادثة 11 سپتامبر به جا افتادن اين تصوير بسيار كمك كرده است.

اكنون متفكران, روشنفكران و نويسندگان جهان اسلام، اين وظيفة سنگين را بر دوش دارند كه چهرة جديدي از اسلام نشان دهند. درواقع چهرة اسلام حقيقي را نشان دهند؛ اسلامي كه اهل صلح, آرامش و مداراست و براي زندگي انسان برنامه دارد. خوشبختانه متفكران مسلمان با توليد انبوهي از كتاب‌ها و مقالات در خور تحسين، اين كار را آغاز كرده‌اند و تا حد بسياري توانسته‌اند نشان دهند كه اسلام پيام‌آور صلح است. ما نبايد اجازه دهيم كه صداي خشونت, صداي برتر جهان اسلام شود. اين نگراني مشترك ايراني و عرب مسلمان است؛ نگراني جمع خاموش مسلمانان است.

ذكر اين نكته هم خالي از فايده نيست كه آنچه به عنوان عواطف مردمي در كشورهاي اسلامي جريان دارد, بيش از آنكه اعلام موافقت با رفتار پديدآورندگان حادثة 11 سپتامبر باشد, اعلام مخالفت با سياست‌هاي تبعيض‌آميز امريكا در فلسطين است.

به بحث اصلي خود بازمي‌گردم. شكي نيست كه براي مردم هر كشوري يكي از گرايش‌هاي تضمين‌كننده، وحدت ناسيوناليستي و توجه به عرق ملي است. توجه به عرق ملي مي‌تواند به هر جامعه‌اي در برابر دشمنان خارجي قدرت ببخشد، اما ناسيوناليسم تجربة تلخي داشته است. در ايران اوج اين تجربه، در زمان رژيم گذشته بود كه تلاش مي‌شد حتي لغات عربي را از زبان فارسي حذف كنند. تلاش مي‌شد حتي اسم‌هاي عربي را كه اسم‌هايي اسلامي است, از جامعة ايران پاك كنند. اين تندروي، نوعي ناسيوناليسم ايراني بود كه در مسير مبارزه با اعراب و همراهي با اسرائيل به كار گرفته مي‌شد.

در آن سو نيز, بدون اينكه به مصداق معيني اشاره كنم، بسيار بودند كساني كه از ناسيوناليسم عربي عليه گسترش روابط ايران و اعراب استفاده مي‌كردند.

امروز زمان آن فرارسيده است كه مصالح و منافع مشترك را مبناي روابطمان قرار دهيم؛ نه آن چيزهايي را كه موجب اختلاف و جدايي است. جهان عرب, ايران و به طور كلي جهان اسلام، يك نقطة مشترك واقعي دارند و آن مبارزه با رژيم اشغالگر قدس و دفاع از فلسطين قهرمان است. اين نقطه مي‌تواند نقطة اتكاي بسيار خوبي باشد.

ما در راه مبارزه با اسرائيل، درواقع خواهان تمام آرمان‌هاي بشري هستيم. مع‌الاسف دموكراسي, حقوق زنان, حقوق اطفال, مبارزه با سلاح‌هاي كشتار جمعي و ساير حقوق بشر كه مبناي فشار بر كشورهاست, وقتي به مرزهاي اسرائيل مي‌رسند, ملغا مي‌شوند. اما دفاع ما از آرمان فلسطين, دفاع از برقراري حقوق بشر در همه جاي دنياست.

برادران و خواهران! بياييد در مقابل آن‌ها كه نمي‌خواهند ايرانيان و اعراب قدرت‌هاي بزرگ جهان اسلام باشند, مقاومت كنيم و با وحدت رويه، به اين هدف بزرگ نايل آييم.

 

متشكرم

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.