۳۱ خرداد ۱۳۸۴
انتشار در: وبلاگ نقد وب نوشت
خوب رویی بود که نمک نداشت

 

یادداشت سی و دوم بر نقد وب نوشت ابطحی

به زودی نقد وب نوشت را با یادداشتی درباره  نقد  هرمنوتیک رفتار سیاسی سید محمد ابطحی پی خواهیم گرفت. با این همه فقط این نکته را یادآور می شویم که ظهور احمدی نژاد و توفیق ایشان در آراء قابل توجه ای از مردم ایران،  بار و تلاش علمی پژوهشگران علوم اجتماعی و سیاسی را در تحلیل رفتار سیاسی اصلاح طلبانی چون ابطحی سنگین تر نمود. در واقع بر اساس رفتار سیاسی اصلاح طلبان ، قدرت که بنا به دیدگاه ماکس وبر تحمیل اراده و خواست خود بر رفتار دیگران است، در دوران اصلاحات بسيار خاموش و ناتوان بود و چهره یک توانگر و نیرومند را نداشت. لذا اين قدرت بر پایه یک انتخابات دموکراتیک- جدای از تمام  تردید ها -  از خانه اصلاح طلبان به خانه اصول گرایان  افتاد. رفتار سیاسی اصلاح طلبان بنا به گفته " مرزبان پور رستم پور شروین" در مرزبان نامه ، بسان نیرومندی بود که پردلی اش نبود، خوب رویی بود که نمک نداشت، و دلیری بود که با کینه ستیز نکرد، اما توانگری بود با بخشش و دانایی بود که خویشتن داری ورزید.

 

احمدی نژاد از ژان ماری لوپن پیش است

به بهانه باز ماندن کاندیدای وب نوشت ابطحی  از گردونه انتخابات

یادداشت سی و یکم بر نقد وب نوشت ابطحی

در سال 1972 حزب راست افراطی- یا حزب ملی گرای -  فرانسه به رهبری جان ماری لوپن بنیان گذاشته شد. لوپن فرزند یک ماهی گیر بود که در سال 1933 متولد شد و اولین فعالیت سیاسی وی زمانی رخ داد که در شهر تولوز فرانسه به عنوان رئیس اتحادیه دانشجویان برگزیده گردید و بعدها در سال 1956 به عنوان جوان ترین نماینده مجلس ملی فرانسه انتخاب شد. در سال 1957 لوپن دبیر کل مبارزان ملی گرای فرانسه شد و یک سال بعد برای دومین بار به نمایندگی مجلس ملی فرانسه برگزیده شد. در خلال همین دوره ضمن عضویت در حزب پارلمانی مرکز ملی نیروهای مستقل ، به پی گیری مسایل جنگ و بودجه دفاعی پرداخت . در سالهای 1984 و 1999 ژان ماری لوپن موفق به کسب کرسی در پارلمان اروپا شد ، اما در سال  2003 بر اساس رای دادگاه اروپا از مقام نمایندگی در پارلمان محروم گردید.

لوپن در سالهای 1974, 1988, 1995 و 2002 در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه شرکت کرد و تنها در سال 2002 بود که حضور وی در صحنه انتخابات وحشت فرانسویان و کل اروپا را برانگیخت. ژان ماری لوپن در انتخابات 2002 ریاست جمهوری فرانسه توانست 16.86 % آرا را به خویش اختصاص دهد و به همراه شیراک به دور دوم انتخابات راه یابد. در واقع در انتخابات ریاست جمهوری آن سال فرانسه سه حزب عمده زیر به رقابت پرداختند:

  حزب راست فرانسه به رهبری ژان شیراک

  حزب چپ فرانسه یا سوسیالیستها به رهبری ژوسپن

  حزب ملی گرایان افراطی فرانسه به رهبری ژان ماری لوپن

بنابراین بر اساس عدم یکپارچگی و اتحاد چپ های فرانسه ، لوپن توانست راهی مرحله دوم میدان انتخابات ریاست جمهوری فرانسه شود.  رسیدن لوپن به این مرحله از مبارزات انتخاباتی، خواب تمام تحلیل گران سیاسی فرانسه و جهان را در بر پایی جهانی آزاد که در آن همه مردم از تمام فرقه ها حق زیستن و آزادی داشته باشند را بر آشفته ساخت. وجود گرایش شدید به ناسیونالیسم و افراطی گری در اندیشه ژان ماری لوپن سبب شد که از دیدگاه محافل سیاسی دنیا راه یابی وی به مرحله دوم برای فرانسویان مایه شرمساری  عظیمی باشد. در واقع در آغاز سده بیست و یکم و در عصری که جهان به گفتگوی میان ادیان و مذاهب دست نیاز دراز کرده بود، ظهور لوپن و جذب حدود هفده درصد آراء توسط وی از مردم فرانسه که داعیه بنیان گذاری اندیشه جمهوریت داشتند ، و اقعا هم جای شرمساری داشت.

بنابراین اندیشه های لوپن همچون سمی بود که جمهوریت فرانسه و اروپا را تهدید می کرد. در واقع ایده های  ژان ماری لوپن که در آن  خواستار ايجاد اردوگاه هائی  بود  که به گفته او مهاجران غير قانونی را تا زمان برگردانده شدن به کشور شان در خود جای دهد ، برای فرانسویان و کل اروپا نمایانگر بازگشت فاشیست به اروپا قلمداد میشد . لذا از روزی که  لوپن در دور اول انتخابات برنده شد، همه روزه تظاهراتی عليه وی بر پا می شد. تظاهراتی که گاهی تعداد شرکت کنندگان آن به صدها  هزار نفر بالغ می شد.

لذا با همیاری و ائتلاف تمامی احزاب و گروهها ، ژان شیراک در دور دوم انتخابات با رای قاطع و با بیش از 85 درصد آرا مردم به ریاست جمهوری رسید و ژان ماری لوپن نیز  حتی از    آراء  17 درصدی خویش در مرحله نخست  نزول کرد . این در حالی بود که بخش قابل ملاحظه ای از آراء مردم به شیراک، نه به خاطر وی و احزاب حامی ایشان  بود ، بلکه فقط برای مقابله با پیشروی لوپن به سبد ژان شیراک ریخته شد.

با این همه و با توجه به نتایج خطرناکی که بالا آمدن ژان ماری لوپن برای فرانسه و اروپا داشت، از آن تاریخ به بعد تحلیل ها و  بررسی های بسیاری در خصوص ظهور پدیده ای به نام لوپن یا ملی گرایی افراطی شکل گرفت. از میان تمامی تحلیلهای صورت پذیرفته ، تحلیل رفتار شناسی این پدیده و دلایل ظهور آن از توجه زیادی برخوردار شد. یکی از آنها دستیابی به این واقعیت بود که دلیل اصلی رای آوردن لوپن در دور اول  ، کسب آراء جوانان بین 18 تا 24 سال بوده است. در واقع بررسی ها نشان داد که موجی از افراطی گری ملی در میان جوانان فرانسوی شکل گرفته بوده است که فعالان سیاسی از آن آگاه نبوده اند. تحلیل های عمیق تر بعدی نشان داد که ظهور پدیده ناسیونالیسم افراطی در میان جوانان ناشی از غفلت در زمینه تربیت سیاسی و شهروندی بوده است.

بر اساس آنچه که در خصوص پدیده لوپنیسم گفته شد ، اکنون ما می توانیم به مقایسه و تحلیل  رفتار سیاسی مردم فرانسه در انتخابات ریاست جمهوری سال  2003 با انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1384 بپردازیم. در مقایسه مقدماتی این دو پدیده ، چند نکته زیر قابل ذکر است:

ـ نخست اینکه رسیدن احمدی نژاد به مرحله دوم انتخابات همانند رسیدن ژان ماری لوپن با کسب حدود 20 درصد آرا مردم صورت پذیرفته است.

ـ نکته دوم آنکه احمدی نژاد و لوپن بر مبنای پیوستار اندیشه های سیاسی اساسا در گوشه افراط پیوستار واقع می شوند.

  ـ  نکته سوم اینکه همانند ائتلاف سوسیالیست های فرانسه با ژان شیراک در مرحله دوم انتخابات، در وضعیت حاضر نیز بسیاری از احزاب ضمن باور به اختلافات ساختاری و راهبردی با هاشمی رفسنجانی ، جهت جلوگیری از نوعی افراطی گری مذهبی در عرصه سیاسی به حمایت از ایشان برخاسته اند.

ـ نکته چهارم آنکه اگر چه میان اندیشه های افراطی احمدی نژاد که بر اصولگرایی مذهبی پایبند است با اندیشه های لائیک ژان ماری لوپن که بر ملی گرای افراطی متکی است، فاصله قابل توجه ای وجود دارد و هیچکس قادر نیست آن دو را با یک میزان مورد نقد قرار دهد. با این حال یک نکته میان آن دو مشترک است و آن هم موفقیت در جذب آراء بخشی قابل توجه از مردم به سمت اندیشه های افراطی خویش است. در واقع می توان بدین گونه بیان داشت که هر دوی آنها در پیشبرد اهداف خویش تا اندازه ای زیادی موفق بوده اند . بنابراین اگر لوپن بخش عظیمی از طرفداران خویش را در جنوب فرانسه سازماندهی داده است ، در جایی که تقابل  نژادها ، زبانها و مذاهب آشکار است و زمینه خوبی برای رشد ملی گرایی افراطی است. در همین حال احمدی نژاد و گروه های اصول گرا نیز با سازماندهی خوب مساجد و آموزش بخش عظیمی از جوانان کشور به خوبی توانسته اند پایگاهی مناسب در میان قشر مذهبی تندرو بدست آورند.

ـ نکته پنجم آنکه بر اساس فرضیه های سیاسی و با توجه به ائتلافهای گسترده میان احزاب و گروه ها با هاشمی رفسنجانی، به احتمال زیاد احمدی نژاد نیز همانند لوپن در مرحله دوم از گردونه  رقابتها کنار خواهد رفت. با این همه این نکته آشکار است که به دلایل ساختارهای سیاسی و اجتماعی متفاوت میان جامعه فرانسه و ایران، احتمال افزایش گرایش به احمدی نژاد در مرحله دوم  نیز کاملا منتفی نخواهد بود و این زنگ خطری است برای تمام آنهایی که از دموکراسی و جامعه مدنی سخن می گویند، ولی به راهکارهای تحقق آن از طریق تربیت سیاسی و شهروندی توجه ندارند. به عبارت دیگر مرزبندی جناحها و اندیشه های سیاسی در کشور فرانسه بسیار آشکار است و به علت وجود نسبی  آموزشهای سیاسی و شهروندی در میان جامعه فرانسه، شناخت اندیشه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی لوپن از دید عموم مردم فرانسه پنهان نبوده است، اما در ایران به دلایل فقدان آموزشهای سیاسی و اجتماعی در میان جامعه روستایی و شهری، اندیشه ها سیاسی احمدی نژاد تنها بربخشی از دانش آموختگان و فعالان سیاسی آشکار است و آحاد مردم به دلیل فقر سواد سیاسی و اجتماعی از جایگاه سیاسی ایشان آگاهی و دانش چندانی ندارند. لذا شاید گمانی دور از واقعیت نباشد که باید باور داریم  که احمدی نژاد از ژان ماری لوپن پیش است.

دکتر معین و سرمایه اجتماعی

به بهانه حمایت سید محمد ابطحی از دکتر معین در انتخابات

یادداشت سی ام بر نقد وب نوشت ابطحی

بررسی و مداقه در خصوص انتخابات ریاست جمهوری سال 84 از  نقطه نظر سرمایه اجتماعی، مبحثی پر معنا و حائز اهمیت است. در حقیقت سرمایه اجتماعی نخستین نیاز جوامع است و سرمایه واقعی هر کشور نه به آمار و ارقام یا رواج تجارت ، بلکه به سرمایه اجتماعی و فرهنگی است که در دانش، بینش و توان شهروندان تبلور می یابد. در واقع برای آنانکه در حوزه فرهنگ و رفتار سیاسی می اندیشند ، سرمایه و توان اجتماعی ، تنها راه زندگی در دنیای واقعی است. لذا  آن جامعه ای که - بنا به گفته فردریک نیچه - می خواهد آزاد باشد، تنها از طریق توانایی های مردم خود می تواند آزاد شود. آزادگی با معجزه يا با سرمايه اقتصادی وتجاری  نصیب مردم نمی شود.

با این حال جامعه سیاسی ما هرگز نتوانسته است به صورت مناسب سرمایه اجتماعی را تجربه کند و در رفتار سیاسی خویش و در زمینه هایی چون انتخابات ازاین سرمایه و دانائی مدد جوید. در واقع برای جامعه ای که به پر گویی ، کم خوانی و اندک اندیشی متهم است ،رسیدن به آزادی و عدالت با سوالات بیشمار همراه است، زیرا ، بی سوادی - به قول پائولو فریر  - یکی از ارکان " فرهنگ سکوت " است  که هنوز هم در  جامعه سیاسی ما ریشه دارد  و به گونه ای جبران ناپذیر افراد و جوامع را خاموش می سازد.

با این همه نتایج انتخابات 84 که با صف آرایی سه بینش سیاسی زیر شکل گرفته است ، می تواند میزان واقعی سرمایه اجتماعی در جامعه ما را نشان دهد:

   جبهه اصول گرایان شامل دکتر قالیباف، دکتر رضائی، دکترلاریجانی و احمدی نژاد

    جبهه هاشمی رفسنجانی

3ـ جبهه اصلاحات

با توجه به تحولاتی که پس از دوم خرداد پدیدآمد و در بسیاری از موارد با کم تدبیری جبهه اصلاحات ناکام ماند،  امروزه در انتخابات ریاست جمهوری صداي آزادي و دموكراسي در میان تمامی سه جبهه  تنیين انداز شده است. در واقع توسعه سياسي مردم به نقطه اي رسيده است كه تقريبا همه کاندیداها به منظور همراهی با افکار عمومی در راه توسعه و پشتيباني از انديشه و فرهنگ دموكراتيک گام برداشته اند. با اين همه،هنوز سرنوشت اصلاحات در هاله ای از ابهام فرو رفته است و آوایی  که امروزه در میان برخی از  نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در دفاع از اصلاحات  شنیده می شود ، بد آهنگ  است ، زیرا آن دو گروه نخست که دم از اصلاحات می زنند ، آهنگشان به  مانند چنگی می ماند که به دست مستان قدرت افتاده است.

در حقیقت به نظر می رسد تنها جبهه اصلاحات با کاندیدایی دکتر معین می باشد که به حق شایسته تداوم جبهه واقعی اصلاحات است. با این حال  انتخاب دکتر معین با شخصیت علمی ، آکادمیک  و غیر کاریزماتیک  از سوی احزاب اصلاح طلب نشان می دهد که اصلاح طلبان سطح سرمایه اجتماعی در کشور را بالا گمان داشته اند. در واقع  ، اصلاح طلبان می بايست آگاه می بودند که  شماری عظيم از مردم عام و يا پوپولیسم در جامعه سياسی ما  وجود دارد که همواره آلت دست سياست مردان قرار مي گيرند. به عبارت دیگر رشته اي كه از سوي روشنفكران و فعالان اجتماعي براي اعتلا و توسعه اصلاحات سیاسی  بافته  می شود، گاهی می تواند به دست توده به نشاني از گوساله سامري  از بن پنبه  شود.

 بنابراين يكي از محمل هاي حضور سرنوشت ساز توده مردم در عرصه اجتماعي و سياسي ، شركت در  انتخابات است. شايد بتوان شركت در انتخابات را عصاره حضور مردم در حوزه سياست دانست  كه بزرگترين گزينش و انتخاب سياسي شهروندان  محسوب مي گردد.مع هذا آنچنانکه گفته شد ، حضور توده در انتخابات نيز از سر درايت و تدبير اجتماعي نيست. توده مردم همواره با حضورش در انتخابات و ديگر گزينش هاي اجتماعي ، كفه  اردوگاه انتخاباتي  خودكامه گان را  سنگين تر مي كند. 

با این حال انتخابات ریاست جمهوری امسال  که در آن همه چیز گفته شده است برای اصلاح طلبان درون حکومت می تواند آزمونی جدی در تعیین میزان سرمایه اجتماعی در جامعه ما باشد.  در واقع احتمال انتخاب دکتر معین به عنوان رییس جمهور از سوی مردم ، با وجود آنکه هیچگونه بهره ای از ابزار عوام فریبی و هیجان های انتخاباتی نبرده است و  با سطح گفتمان نسبتا پیشرو به میدان آمده است ، می تواند بیانگر اعتلا سرمایه اجتماعی مردم در دهه اخیر باشد.

لینک مطلب

 

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.