۱۵ شهريور ۱۳۸۷
حضور مراجع تقلید در رسانه ی ملی

 

 

مراجع تقلید شیعه، جدای از مقام مشهور فتوا، دارای پروتکل های ویژه ای هستند. مثلا کمتر سابقه دارد که دو مرجع تقلید بدون مناسبت های ویژه مثل فوت نزدیکان به منزل دیگری رفت و آمد کنند. ویا افرادی مثل آیه الله سیستانی اجازه ی ورود عکاس  و فیلمبردار نمی دهند. از آیه الله سیستانی تنها چند تا عکس که تصادفی برداشته شده در کل جهان مورد استفاده قرار می گیرد. در عرف  و پروتکل مراجع تقلید، از دیرباز رسم بر این بوده است که نباید در مجامع عمومی منبر بروند و سخنرانی کنند. اگر هم در سابق سخنوران خوبی بوده اند، وقتی در جایگاه مرجع تقلید قرار میگرفته اند، دیگر جز بر منبر تدریس برای شاگردانشان، نمی نشینند.  یکی از اتفاقات قابل تقدیر صدا و سیما در ماه های رمضان چند ساله ی اخیر این است که مراجع تقلید را برای سخنرانی دعوت می کند و بعضی آنان هم علیرغم آن پروتکل اعلام نشده، این دعوت را می پذیرند.  وقتی ساعاتی در صدا و سیما به مسائل دینی اختصاص می یابد مردمی که دوست دارند مسائل عقیدتی دینی را تعقیب کنند، بیشتر علاقمندند مفاهیم دینی را از زبان مراجع تقلیدی بشنوند که با منابع اصلی دینی آشنا است و حرفش مستند شرعی تلقی می شود .در خیلی از موارد سخنرانان مذهبی در تلویزیون و مساجد از منابع غیر مستند و سطحی سخنانی را به نام دین مطرح می کنند که نه تنها تبلیغ دین نیست، بلکه ده ها ابهام جدید در ذهن و اندیشه ی شنونده ایجاد می کند که سالها طول می کشد تا مخاطبان بتوانند آن مطالب راهضم یا رد کنند. در برنامه های امسال تلویزیون تا آنجا که من دیده امٍ، از میان مراجع، آیه الله جعفر سبحانی و نوری همدانی ومکارم شیرازی صحبت می کنند که نباید از حق گذشت که این سنت شکنی نیکو را آیه الله مکارم پایه گزاری کرد و از چند سال پیش در برنامه های تلویزیونی با مردم حرف می زد. همچنانکه هم ایشان 6 دهه پیش اولین مجله ماهانه را بنام مکتب اسلام پایه گزاری ومنتشر می کرد. مراجع تقلید دیگر هم اگر امکان دهند که مردم از نظرات آنان بهره مند شوند، بسیار مفید است. مثلا درمیان مراجع تقلید فعلی آیه الله سید موسی شبیری زنجانی وجود دارد که پدرشان با آن که خود مرجع بود،  کتاب الکلام یجر الکلام را نوشته که به معنای حرف توی حرف است و از هر دری سخنی گفته و بسیار شیرین است. خود ایشان هم در مسائل مختلف دارای اطلاعات عمومی وسیعی هستند و لهجه و ادبیات بسیار شیرینی هم برای ادای آن دارند.والبته اتقان حرف های مرجع تقلید هم که در سخنانشان هست. مردم می توانند در وقت پخش برنامه های مذهبی از اینان بهره ببرند و حرف قابل استناد دینی بشنوند. بسیاری از تشریفات مرجعیت که باعث بی بهره شدن مردم از فضل و سواد آنان می شود، باید توسط خود مراجع تقلید معالجه شود. البته طرح بیش از اندازه ی سخنرانان دینی و مهمتر،  پخش آنها در زمانهای غیر متناسب که مخاطب احساس خوبی از آن زمان و یا از میزان پخش آن نداشته باشد هم کار غیر رسانه ای است وبه دین و شخصیت سخنران آسیب می زند. در ماه رمضان امسال سخنرانی هریک از مراجع را قبل از یک سریال پر بیننده پخش می کنند. اگر به صورت طبیعی  وعادی باشد کار خوبی است ولی اگر مخاطب احساس کند که از علاقه ی بیننده به سریال می خواهند استفاده کنند و سخنرانی مرجع دینی را قبل از آن پخش کنند، شنیدن اجباری تلقی می شود ونه تنهااثری بر آن مترتب نمی شود بلکه ایجاد نفرت می کند و به منزلت روحانیت و مراجع تقلید اسیب می زند. مردم شاید علاقمند باشند که به اندازه ی متعارف، معرف دینی را از زبان دین شناسان بشنوند ولی افراط در این کار و شنیدن سخنان سطحی و متحجرانه و شبه خرافه که در بسیاری از موارد در صدا و سیما و منابر زده میشود را اصلا دوست ندارند. حضور مراجع در منابر و به خصوص صدا وسیما می تواند به غنای مفاهیم دینی که نیاز جامعه ی امروزی است بیفزاید.

 

۱۴ شهريور ۱۳۸۷
آغوش همیشه باز خدا

 

 

همچنان که ماه رمضان در میان ماه ها عزیز کرده ی خداست، شب جمعه هم بر اساس آموزه های دینی ما شب عزیز کرده ی خداست.  امشب اولین شب جمعه ی ماه رمضان است. در روایات آمده است که از ابتدا تا صبح روز جمعه ملکی ندا می دهد که گناهکاران کجایند که بیایند و توبه کنند. بشر امروز و منجمله ما نیازمند توجه به معنویت هستیم. در شلوغی و هیاهوی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی موجود، خیلی ها یادمان رفته که خدای مهربان و پر لبخندی هم هست که می توانیم در آغوش او آرامش و شادی و مهربانی را باز یابیم. خیلی ها وقتی سختی ها و ناکامی ها و ریاکاری ها را می بینند که بنام دین و اسلام و خدا انجام میشود، با خدا قهر می کنند. بعضی ها به دلیل آن که گناه کرده اند و یا به دستورات جاری دینی عمل نمی کنند، گمان می برند خدا با آنها قهر می کند و دیگر از درگاه او نا امید می شوند. عده ای تصور می کنند که اگر می خواهند امروزی باشند و عضو دنیای مدرن، قید ارتباط با خدا را می زنند. اما واقعیت این است که هیچوقت آغوش خدا بر روی بندگانش بسته نخواهد شد. خدایی که ما می شناسیم آن قدر بزرگ است و آن قدر مهربان است که در ورای همه ی این تصورات باز هم به "همه" ی آنها که حتی برای یک لحظه بی آن که کسی بفهمد، در دل یکبار یا خدا میگویند لبیک بگوید. این نیاز خدا نیست. این نیاز همه ی ما است، حتی اگر به روی خود هم نیاوریم. شب جمعه و ماه رمضان یکی از آن ایامی است که می توانیم صمیمانه تر لبخند خدا را ببینیم. یک یا خدایی امشب بگوئیم، می بینیم که خدا هم چه زیبا پاسخ می دهد و آن لبخند چه آرامشی را به ارمغان می آورد. این ارتباط مستقیم با خدا حق هر کسی است که مخلوق اوست.  

۱۳ شهريور ۱۳۸۷
حقوق غیرشیعیان

 

همه‌ی آنها که ایرانی هستند، بی‌توجه به دین و گرایش‌شان حق دارند از حقوق و خدمات شهروندی ایرانی استفاده کنند. همچنانکه حکومت حق دارد از آنان مالیات بگیرد و آنها را به سربازی ببرد و از سایر حقوق دولتی بهره‌برداری کند که انصافاً در این موارد نه گزینشی هست و نه تردیدی و تا آخرین ریال حقوق دولت را از همه مردم استیفا می‌کنند. احترام به مقدسات و معابد آنان هم جزء حقوق شهروندی آنان است. در سالهای اخیر متدینان به سایر ادیان و مذاهب خیلی رنجیده خاطر هستند. به خیلی از حقوق شهروندی آنان تعرض شده است، در حوزه‌های دینی، تخریب و حمله به بعضی از مساجد اهل سنت که تازگی اسباب نگرانی رهبران آنان را فراهم کرده و یا تخریب مراکز عبادی صوفیه و یا فشار بر روی غیرشیعیان به مناسبتهای مختلف، سیاستی است که از پایگاه مذهبی بودن دولت، علیه آنها مرتباً تشدید می‌شود. بر خلاف نظر سیاستگذاران این رفتارها به تقویت و توسعه‌ی شیعه منجر نمی‌شود. زیرا از یکسو اینها به عنوان شهروندان ایرانی حق دارند حقوق خود را مطالبه کنند و اگر نتوانستند آن را استیفا نمایند حتماً حتی اگر به ظاهر قدرت ابراز نداشته باشند – در درون نسبت به تشیع و یا این تصمیمات ناراضی و مخالف جدی باقی خواهند ماند و از سوی دیگر گروههای مذهبی اقلیت در ایران در خیلی از جاهای دنیا اکثریت هستند و آنها هم با مقابله به مثل‌هایی که می‌کنند نهاد و کیان تشیع را هدف قرار می‌دهند و معلوم نیست این مسابقه به نفع شیعه باشد. کاش مسئولان بفهمند که بهترین راه تقویت تشیع، توجه به حقوق غیرشیعیان است گرچه گمان نمی‌رود این دیدگاه‌ها خیلی خریداری در قبیله قدرت داشته باشد.

 

۱۲ شهريور ۱۳۸۷
عیسی در خانه ی بدکاره

 

در کتاب داستانهای تفسیر کشف الاسرار آمده است که؛ عیسی (ع) را دیدند که از خانه زن بدکاره ای بیرون آمد. گفتند: یا روح الله، این مکان نه جای تو است. چگونه به این خانه افتادی؟ در پاسخ گفت: هنگام شب از خانه بیرون آمدیم تا بر صخره ای بلند رویم و با خدا مناجات کنیم، راه اصلی بسته بود، پس افتادیم به خانه این زن. و آن زنی بود در بنی اسرائیل به ناپارسایی معروف. چون روی عیسی دید، دانست که مردی بزرگ به خانه اش آمده است. پس برخاست و در خاک افتاد . بسی تضرع و زاری کرد و از او خواست که از خداوند بخواهد گناهان گذشته او را بیامرزد. عیسی چنان کرد. گناهان او بخشیده شد و زن در کوی صلاح آمد. به عیسی خطاب رسید: ما می خواستیم که تو این زن را در رشته دوستان آوری، از این جهت آن راه بر تو بگردانیدیم.

۱۱ شهريور ۱۳۸۷
لبخند خدا را ببینیم

 

فردا اول ماه رمضان است. ماه رمضان به نوعی، عزیزکرده ی خداست. قرآنش را در همین ماه نازل کرده است. خلقش را به مهمانی دعوت نموده و آن را بهار قرآن و دعا خوانده است. انسان، خیلی به خدا نیازمند است و ماه رمضان بهترین فرصت برای پر کردن این خلاء و نیاز بشری است. دعاهای ماه رمضان، تقریباً در همه موارد ارتباط مستقیم خدا و خلق است. ارتباط عاشقانه و صمیمی با خدا می تواند الگوی آرامش و زندگی صمیمانه با خلق خدا باشد. آفت بزرگ جامعه دیندار امروز ما کینه و دروغ و ریاکاری است. مسیر ارتباط مستقیم و صمیمی با خدا از این گذرگاه ها ی متعفن نمی گذرد. ماه رمضان را فرصتی کنیم که گند کینه و دروغ و ریا را از روح و جانمان بزدائیم. اگر در این ماه روزه می گیرید و یا اگر به هر دلیلی نمی گیرید، در هر حال از ارتباط مستقیم با خدا غافل نشوید. خدا آنقدر مهربان است که همه را به آغوش خود دعوت می کند، بی آنکه از آنان تاییدیه گزینش دینی بخواهد. همین که به خدا نگاه کنیم حتماً  پاسخ پر لبخند خدا را می بینیم. التماس دعا.

 

۰۹ شهريور ۱۳۸۷
اجلاس خبرگان و هاشمی رفسنجانی

 

 

هفته ی گذشته اجلاس سالانه ی خبرگان رهبری تشکیل شده بود.  خبرگان در نظام قانونی و اجرائی کشور در عین آن که کم  ترین جلسات را تشکیل می دهند اما به دلیل دو وظیفه ی نظارت و انتخاب رهبری که بر عهده دارند و اهمیت و جایگاه اول و تعیین کننده ی رهبر  وولی فقیه در نظام  جمهوری اسلامی، بالقوه مهمترین ارگان کشور محسوب می شوند. جدای از اینکه عملا آیا خبرگان در دوره های گوناگون – غیراز مرحله ی انتخاب- در نظارت و سایر شئون ووظایف موفق عمل کرده اند یاخیر، اصل این جایگاه دارای اهمیت فراوانی است که اگر خبرگان بتوانند در اجلاس های خود نقش فعلی ونه بالقوه ی خود را فعالتر کنند و گزارشهای مرتبی در این چارچوب به ملت بدهند، باعث خواهد شد تا نقش وجایگاه  پر اهمیت آنان بیشتر مورد توجه جامعه قرار گیرد. گزارش گیری از وضعیت اقتصادی کشور و طرح تحول اقتصادی با حضور رئیس جمهور وبررسی پرونده ی هسته ای  با حضور دبیر شورای عالی امنیت که در این اجلاس خبرگان صورت پذیرفت، احتمالا فقط به دلیل اینکه خبرگان مثل سایر مردم یا مسئولان عالیرتبه در جریان قرار بگیرند نبوده است. تصور می رود بر اساس وظیفه ی قانونی خود، به حوزه ی نظارتی خبرگان توجه کرده اند که بتوانند به عنوان مشاورانی امین، رهبری را در اتخاذ سیاستهای مهم که سرنوشت کشور به آن مربوط است و دولت مجری آن است کمک دهند. از نظر اعتمادسازی متقابل مردم و حکومت، خبرگان جایی است که به راحتی می توانند ،در افکار عمومی در مورد دلایل کارها و تصمیمات و موفقیتهای  رهبری به عنوان نهاد تعیین کننده ی رهبری توضیح دهند واگر هم در موردی کارهای نهادهای تحت نظر رهبری مورد قبول نبوده است بگویند تا اعتماد و ارتباط دو سویه ی مردم، نظام استحکام یابد.  این کار فقط ازخبرگان ساخته است. حضور آقای هاشمی رفسنجانی در کرسی ریاست خبرگان از پدیده های مهم این دوره ی خبرگان است. در این چند ساله ی بعد از دولت نهم معلوم شد که جایگاه آقای هاشمی رفسنجانی درمیان روحانیون تاثیرگزار شهرستانها و حوزه های علمیه غیر قابل انکار است. این ظرفیتی است که سابقه ی سیاسی و مبارزاتی و علمی و تاریخی وی وهمراهی اش با امام و رفاقت طولانی اش با مقام معظم رهبری، برایش ایجاد کرده است. انتخاب هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس خبرگان  که اعضای آن همه فقیه هستند و اکثر علمای بزرگ بلاد در آن حضور دارند، به همین  سابقه بر می گردد.واقعیت این است که خیلی از ماها  در دوران اصلاحات به این ظزفیت  و توان "هاشمی" ونه مسایل حاشیه ای وی  توجه نکرده بودیم  و نمی دانستیم که او می تواند بخش اصلی روحانیت  و تاثیرگزاران را مخاطب خود قرار دهد. البته میزان حمله به و بی پروائی بی ادبانه در دولت نهم نسبت به هاشمی رفسنجانی در تاریخ تهاجم به چهره های سیاسی شاغل در دنیا هم کم نظیر است و  براین باورم که این گروه بر عکس اصلاح طلبان منتقد، چون اهمیت و جایگاه هاشمی را بین تاثیرگزاران سیاسی و رهبری نظام می دانند با وی که امروز رئیس مجلس خبرگان کشور است، بیشترین مقابله را می کنند.

 

۰۸ شهريور ۱۳۸۷
گزارشها و واقعیت ها در هفته ی دولت

 

 

چند روز پیش به مناسبتی، جمعی از دوستان دولت سابق را دیدم. خیلی از آنان گزارشهای رئیس جمهور در هفته ی دولت را که در حضور مقام رهبری هم ارائه شده بود، غیر واقعی می دانستند. براساس مستندات بعضی از وزرای دولت آقای خاتمی،هم آمار عملکرد دوران دولت قبل را در مواردی کمتر از واقعیت اعلام کرده بودند  وهم آمار عملکرد دولت فعلی را دولا پهنا ارائه کرده بودند. شنیدم قرار است که این وزرا موارد را مستند اعلام نمایند. این حد اقلی است که توقع میرود که  این وزرا لااقل در دفاع از عملکرد خودشان حرف بزنند. و واقعا اگر قرار باشد گزارش علنی و رسمی کشور غیر واقعی باشد، دیگر به کدام گزارش مردم اعتماد خواهند کرد؟ و این بی اعتمادی چه آسیب های درازمدتی را – نه به دولت آقای خاتمی- که به سرنوشت کشور می زند؟.

۰۷ شهريور ۱۳۸۷
دولتی با بیشترین انتقاد نخبگان

 

 

هفته ی دولت فرصتی است که باید به دولتیان برای تلاش یکساله شان خسته نباشید گفت و نگاهی به پرونده ی یکساله ی آن انداخت ونقاط قوت وضغف آنان را برای بهتر شدن وضع کلی کشور مطرح کرد. این بار، چهارمین و آخرین هفته ی دولتی است که آقای محمود احمدی نژاد در دوره ی نهم ریاست جمهوری و کابینه اش در مصدر امور قرار دارند.. بررسی دولت نهم به دلیل نقش پر رنگ رئیس آن درهمه تصمیمات و اظهار نظر ها بیشتر تحت تاثیر بررسی عملکرد شخص رئیس جمهور بر میگردد. آن چه که در افکار عمومی منتقل می شود این است که  در منطق دولت نهم تلاش فیزیکال، حجم بسیار فراوان تری از جلسات نشسته ی   فکر و برنامه ریزی را به خود اختصاص داده است و اگر این تلاش فیریکی از برنامه ریزی مهمتر باشد، واقعا نقطه ی قوت اصلی  این دولت پرکاری فیزیکی است. در کنار این نکته، اصلی ترین اشکال این دولت نیز از همین دور بودن از جلسات کارشناسی نشات میگیرد. تغییر مرتب مدیران سطوح بالا که در این دولت رکورد زده است و طبعا فرصت برنامه ریزی میانه مدت هم به مدیران نمی دهد و دودش در چشم مردم میرود. این بی توجهی به برنامه ریزی های عمیق باعث می شود که تصمیم گیران بیشتر به فکر کوتاه مدت خود باشند و به منافع عمومی کمتر فکر کنند و البته مردم به جای مسئولان ظاهرا باید پاسخگوی رفتار و تناقضات همین دولت باشند. بد اخلاقی و  دافعه ی آقای احمدی نژاد در برخورد با مسائل و نیروهای داخلی هم یکی از مشکلات دولت فعلی است که دامن همه را گرفته است  و حتی مدیران افراطی و اقتدار گرای مشهور تاریخ سیاسی ایران معاصررا هم که از حامیان و همراهان دولت بوده اندا هم فرا گرفته است.نتیجه ی این اخلاق این است که دولت خود را از مدیران کار شناس و کار آشنای همفکر و غیر همفکر سیاسی خود محروم می کند و راه بر کسانی که پیشرفت را در تملق و نفی دیگران و عدم پیشرفت می بینند، باز می شود. تنها نقطه ی قوت این دولت در این بود که می گفتند جزئی از مجموعه ی یک دستی است که در حاکمیت قرار دارند. هنر دافعه ی آقای احمدی نژاد باعث شد تا در درون همین حاکمیت یکدست نیز نتواند همکاری هم اندیشان و خودی های سیاسی را جلب کند. آتش توپخانه ی  این بد اخلاقی در یکسال اول همه، بر سر دولت قبل می ریخت. از همان موقع می گفتیم که سالهای بعدی این آتش سنگین جواب نمی دهد و مردم از دولت فعلی می پرسند که چه کرده است. همین هم شد . اما این آتش توپخانه ای بر سر هواداران و همکاران همین دولت و همفکران سیاسی اش ریخت. در هر حال ضمن عرض خسته نباشید به رئیس جمهور و دولت در هفته ی دولت باید اذعان کرد که این دولت بیشترین انتقاد نخبگان را برانگیخت وکمتر از همه ی دولت ها به انتقادات توجه عملی نشان داد

۰۶ شهريور ۱۳۸۷
اعلام کاندیداتوری آقای کروبی و خبرگزاری ایرنا

 

من از دوستانی که خیلی سرد و رسمی جواب خبرنگاران را می‌دهند اصلاً خوشم نمی‌آید. خیلی هم به آنها اعتراض می‌کنم. از طرفی خبرنگارانی که بی‌تجربه‌اند و ادای کارکشته‌ها را در می‌آورند هم کارهای بامزه انجام می‌دهند. دیروز خانم خبرنگاری از خبرگزاری جمهوری اسلامی زنگ زد. تعجب کردم که خبرگزاری جمهوری اسلامی که اخیراً افراطی‌تر از کیهان و ایران شده است با من تماس گرفته و مصاحبه می‌خواهد. به احترام حرفه‌اش صحبت کردم ولی گفتم این مصاحبه نیست. در مورد اعلام کاندیداتوری آقای کروبی پرسید. گفتم رسالت اختلا‌ف‌افکنی در جبهه اصلاحات مدتهاست در دستور کار رسانه‌هایی مثل خبرگزاری قرار گرفته است. باز به دلیل اینکه خبرنگاری زنگ زده، توضیح دادم که الان عده‌ای منتظرند که برویم خطبه عقد بخوانیم و فرصت حرف زدن ندارم. آن خانمه که لابد باید حتماً از ماها خبری به سردبیرش می‌داده، همان گفتگو را خبر کرده و واکنش من را نسبت به کاندیداتوری آقای کروبی در این دانسته که من می‌خواهم خطبه عقد چند نفر را بخوانم. کیهان هم البته نقلش کرده است. البته واقعاً در کنار این تیپ خبرنگارها، خبرنگاران پخته و کارآشنای فراوانی در سیستم خبری کشور و منجمله همان خبرگزاری جمهوری اسلامی وجود دارند که نباید حق آنان ضایع شود. واقعیت این است که کار حزب اعتماد ملی در اعلام کاندیداتوری آقای کروبی، کار خوبی بوده است. اینکه یک حزب در انتخابات درونی خودش دبیرکل‌اش را برای ریاست‌جمهوری کاندیدا کند، یک کار کاملا حزبی است و مهمترین سودی که دارد این است که فرهنگ تحزب را که نیاز جدی و مبرم کشور ماست، تقویت می‌کند. احزاب دیگر هم از هر جناحی باشند حق دارند این کار را بکنند و طبعاً این کار منافاتی با ائتلاف و هماهنگی جبهه اصلاحات هم ندارد. چون از اول قرار بوده که هر حزبی کاندیدایش را معرفی کند. مجمع روحانیون مبارز و بسیاری از احزاب اصلاح‌طلب هم بی‌آنکه آقای خاتمی اعلام آمادگی کرده باشد، آقای خاتمی را کاندیدا کرده‌اند. این که در جبهه اصلاحات این نشاط و توجه به سرنوشت اصلاحات جدی است، نکته مثبتی است که با اختلاف‌ا‌فکنی‌ها آسیب نمی‌بیند. 

 

۰۵ شهريور ۱۳۸۷
آقای خاتمی، همان خاتمی 76 است

 

 

این روزها با آقای خاتمی که می نشینیم از هر دری سخنی است ولی گاهی در بین حرفها صحبت های استراتژیکی را مطرح می کند که بنا به عقل خدادادی فکر میکنم نباید آنها را نقل کنم. خیلی دوست داشتم گاهی بعضی از آنان را می گفتم. واقعش این است که بیشتر دلم برای ادبیات انسان و آزادی محورآن روزها که همه به آن عادت کرده بودیم تنگ می شود. محور دل نگرانی های جامعه کرامت ایرانی بود و حقوق بشرو زدودن پیرایه ها از اسلام. همه هم از این ادبیات استفاده می کردند. یکی از حرف هایی که ما از آقای خاتمی با تعبیرات مختلف و با صراحت زیاد می شنیدیم و نمی گفتیم، حرف هایی بود که بنیاد باران، و لابد پس از تایید خود آقای خاتمی منتشر کرده است. همانها را وب نوشت امروزم میکنم . گرچه با شرایط موجود در کشور گمانم بر این است که برای حد اقل ونه حد اکثر خواست اصلاحی، جامعه نیاز به تغییر دارد. آقای خاتمی گفته است: نمی خواهیم دل عده ای را بدست آوریم که قدرت در دستشان است بلکه می خواهیم دل مردم را بدست آوریم. بارها گفته ام بازهم می گویم، گناه ما این است که از آزادی دم می زنیم و افتخار می کنیم که از آزادی دم می زنیم. آزادی انسان را در اعمال حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خودش می دانیم. از جمله اینکه بتواند بدون لکنت زبان و بدون اینکه هزینه ای برایش داشته باشد از بالاترین مقامات قدرت و حکومت انتقاد کند.آزادی ما را ولنگاری توصیف می کردند، نه خیر! ولنگاری الان است که بزرگترین معیارهای بدیهی اسلامی و انسانی زیر پا گذاشته می شود. اگربه از بین رفتن مبانی اخلاقی در جامعه اسلامی، حساس نباشیم بسیار جای نگرانی دارد. از اهداف بزرگ اصلاح طلبی واقعی بالابردن حرمت ملت در عرصه جهانی و دفع خطرات و تهدیدات از کشور و نظام و مردم است. اگر بنا باشد امکان حضور باشد باید خواستها را مشخص کرد تا منطبق با خواستهای ملت باشد، سپس برنامه را مشخص کرد و اینکه چه می توان انجام داد و باید دید در شرایط فعلی امکان تحقق این خواستها و پاسخ دادن به نیاز واقعی کشور و ملت هست یا نه؟ در مورد رای و مشکلات آن هم مطالبی دارد که خودتان اگر خواستید می توانید اینجا بخوانیدش. تازشم من که روابط عمومی شان نیستم. که نیک آهنگ عزیز هی می نویسد والبته فقط خوب غر می زند و راه حل برای مردم داخل نمی دهد. من البته دوست آقای خاتمی هستم که خیلی از حرف هایش راهم باوردارم و از او هم یاد گرفتم که این جوری فکر کنم.همین.

 

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2008, Webneveshteha.com. All rights reserved.