من وآدم برفی و دریا

<تحریمی ها مردم ایران را قربانی می کنند
< استفاده قالیباف از حرف‌های مهندس موسوی به نفع‌اش نبود
<رفراندوم، ابزاردموکراتیک دیکتاتوری
<احمدی نژادی ها و کلانتری سال ۱۳۴۲
<فیلم نیمروز
<چالش های مرحله دوم رای آوری روحانی
<حرف تو حرف (12) هرچه دارید و ندارید، بپوشید و بخندید
<حرف تو حرف (11) وزرای ارشاد و شمشیر های بی سپر
<حرف تو حرف (10) انقلاب گردی
<حرف تو حرف (9) بلا نسبت حاج حسن آقای خمینی
<حرف تو حرف (8) ارزشهای ملی و دینی
<حرف تو حرف (7) مجسمه
<حرف تو حرف (6) حج
<حرف تو حرف (5) علم و دین و نمایش اسلاید
<حرف تو حرف (4) تاریخچه ویدیو و فیلم های داود رشیدی
<حرف تو حرف( ۳) چپ
<حرف تو حرف (۲) پیر پرنیان اندیش
<حرف تو حرف (۱) طاوس های گرما زده
<تاریخ شفاهی رادیو/۳۳ بخش پایانی
<خاطرات شفاهی رادیو۳۲ رابطه رادیو و نظرات مراجع تقلید

جستجوی
در

۰۲ خرداد ۱۳۹۶

  بیست سالگی دوم خرداد. خاتمی و ناطق در کنار هم.
دوم خرداد یک روز ماندگار در تاریخ ایران است. این اتفاق دقیقا بیست سال پیش اتفاق افتاد.طبعا نسل جوان کشورفقط اسم  معجزه گر  روز دوم خرداد را شنیده است اما حق دارد که چیز زیادی از آن نداند. در آن روز یک انتخاب اتفاق افتاد. انتخاب آقای خاتمی به عنوان رییس جمهور. امروز اتفاق یکرییس جمهور خیلی اتفاق مهمی نیست. اما آن روز آن قدر مهم بود که در طول عمر جمهوری اسلامی عنوان روز دوم خرداد، روزی که آقای خاتمی انتخاب شد، شهرتی همتای خود رییس جمهور منتخب آن روز پیدا کرد.روز انتخاب هیچ رییس جمهوری و اساسا روز هیچ انتخابی با عنوان نام آن روز، جز دوم خرداد ثبت نشده است. به عنوان یکی از خالقان دوم خرداد دوست دارم توضیح بدهم که چرا آن روز مهم شد و در ذهن ها ماند.سریع و گذرا. از اول انقلاب تا خرداد ۷۶ چند تا رییس جمهور عوض شد. بنی صدر اولین رییس جمهور ایران توسط مجلس شورای اسلامی عدم کفایت گرفت و عزل شد.و بعد از ایران رفت. نخست وزیرش محمدعلی رجایی بود.  پس از او مردم به محمدعلی رجایی رای دادند. شرایط سختی بود. از یک طرف تمام کشور درگیر جنگ ایران و عراق بودند. جنگ سرزمینی که عراق تعدادی ازاستانهای ایران را به صورت نظامی اشغال کرده بود. هم زمان سازمان مجاهدین خلق در داخل اعلام جنگ مسلحانه داده بود. هر روز اخبار ترور شنیده می شد. مدت کوتاهی رجایی رییس جمهور بود که محل ریاست جمهوری توسط منافقین منفجر شد و رییس جمهور رجایی و نخست وزیرش باهنر در همان جا در آتش سوختند و شهید شدند. بعد از این فاجعه تلخ، با سرعت انتخابات جدید برگزار شد. آیه الله خامنه ای رییس جمهور شد. نخست وزیر هر دو دوره اش میر حسین موسوی بود.این استقامت مردم بر ادامه کار کشور و رای گیری های پشت سرهم در آن شرایط بحرانی واقعا عجیب بود. از همه جهات می شد کشور را در حالت ویژه اعلام کرد وانتخابات  برگزار نکرد. اما امام و مردم انتخابات را برگزیدند. در اواخر دوره دوم ریاست جمهوری آقای خامنه ای، امام خمینی رحلت کرد. آیه الله خامنه ای در سال ۱۳۶۸ به عنوان رهبر جمهوری اسلامی برگزیده شد. در همین دوران هم پست نخست وزیری حذف شد و پس از ان  آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان اولین رییس جمهور بدون نخست وزیر انتخاب شد. از بعد از سالهای ترور و  اواخر جنگ  این گونه تلقی می شد که رییس جمهور باید از بالا انتخاب شود. کسی که  در ذهن مرم انتخاب بالا بود، رییس مجلس شورای اسلامی وقت، آقای ناطق نوری بود. اما جناح چپ که هنوز اسم اصلاحات نگرفته بود تصمصیم گرفت کاندیدای مستقلی به صحنه بیاورد. آن زمان ها فضای جامعه خیلی اخلاقی تر بود. تقریبا در رقابت ها بدا خلاقی و فحاشی وجود نداشت. کاری که اتفاق افتاد این بود که طرف مقابل در ابتدا این قدر به آرای خودش امید وار بود که تنها برای گرم کردن تنور انتخابات به آقای خاتمی مجوز حضور دادند. تبلیغات دو طرفه شروع شد.برای شماها که انتخابات اخیر را دیده اید خیلی پدیده مهمی نیست. اما برای ما اهمیت داشت چون اولین بار بود که این اتفاق می افتاد. و چون شروع یک اتفاق بود، اولین باربا  حضور مردم برای کاندیدای غیر رسمی بنام روز حماسه دوم خرداد ثبت شد. وقتی انتخابات جلو رفت، جامعه مدنی و هنری و بدنه اجتماعیِ قهر با انقلاب، تصمیم گرفتند از خاتمی حمایت کنند.  به موازات  قدرت یافتن این مجموعه، در مقابل نیروهای رسمی حکومتی تازه فهمیدند باید تلاش کنند. مهمترین کاری که کردند، ایجاد اتحاد کامل در بین روحانیون بود.همه ائمه جمعه، جز دو یا سه نفر.همه نهادهای حکومتی، همه شخصیت های سیاسی پشت آقای ناطق نوری آمدند. تلویزیون هم پشتوانه آنان بود. حتی شورای نگهبان اسامس کاندیداها را به ترتیب الفبا منتشر نکرد و ناطق را  در بیانیه رسمی و سر صندوق ها قبل از خاتمی نوشتند. بدترین اتفاق این بود که دین مردم در برابر انتخاب یک فرد به حراج گذاشته شده بود.  اولین بار حس اغتماد به نفس به جوانان به دست داده بود. همه فعال شده بودند. هواداران خاتمی فقط نیروی جوان داشتند و پوستر. رسانه های مجازی به وجود نیامده بود. دسترسی به ماهواره سخت بود. وفراگیر نشده بود. کانال های خبری بیرونی نبودند. اما با همه اینهانهایتا آقای خاتمی با ۲۰۰۰۰۰۰۰ رای موفق به کسب آرای مطلق اکثریت شد. به همین دلیل دوم خرداد تنها مناسبتی شد که در تقویم ذهنی و سیاسی جامعه باقی ماند. اهمیت دوم خرداد در شروع این محوریت واقعی مردم سالاری بود.  بیست سال از آن تاریخ گذشته و ما دوباره انتخاباتی از جنس دوم خرداد برگزار کردیم. بعد از گذشت بیست سال  که دنیا دچار تحولات فراوانی شده است،متاسفانه در جبهه اصولگراین حتی در شیوه تبلیغ هم تغییری ایجاد نشده است. این بار هم تنها روشهای ۲۰ سال پیش را  در حمایت از کاندیدای اصولگرایان در پیش گرفتند. اما اصلاحات بارور شد. فشارهای زیادی را تحمل کرد.به خاطر رشد تحصیلی و علمی و به برکت جهان ارتباطات راهش پر  فروغ ماند. مهمتر از همه اینکه بسیاری از نخبگان صادق کشور اندیشه های اصلاحی را تقویت کردند. مهترین و زیبا ترین ان هم پیمانی  و همفکری ناطق نوری و خاتمی در ۲۰ سال پس از آن رقابت سنگین است. خاتمی و ناطق هردو اصیل بودند.هویت داشتند. به همین دلیل در بیستمین سالگرد دوم خرداد کنار یکدیگر ایستاده اند.

© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.